جمعه, ۸ بهمن , ۱۴۰۰ 25 جماد ثاني 1443 ساعت ×
  • اوقات شرعی

  • شعری در رثای حضرت فاطمه زهرا (س)
    شناسه : 4705

    شعری در رثای حضرت فاطمه زهراعلیها سلام اشاره : اهمیت شعر و ساختار آن شعر تعبیری است لطیف از یک اندیشه یا احساس در عباراتی موزون که مقصود را به نیکوترین وجه به روح شنونده القاء می‌کند و از قدیمی‌ترین آفریده‌های روح بشری است و اولین شعر از زبان اولین انسان سروده شد. انسان شعر […]

    شعری در رثای حضرت فاطمه زهراعلیها سلام
    اشاره : اهمیت شعر و ساختار آن
    شعر تعبیری است لطیف از یک اندیشه یا احساس در عباراتی موزون که مقصود را به نیکوترین وجه به روح شنونده القاء می‌کند و از قدیمی‌ترین آفریده‌های روح بشری است و اولین شعر از زبان اولین انسان سروده شد.
    انسان شعر را برای آن گفت تا خود در سخن خویش پنهان گردد و احساس یا اندیشه خویش را به همه جا ببرد و در واقع در راستای این رسالت، شعر به نحو احسن نقش‌آفرینی کرد و تاثیر خوبی در شنونده گذاشته است.
    در بیانی از بزرگ آموزگار بشریت پیامبر اکرم(ص) می‌خوانیم که حضرتش فرمودند:
    [ان من الشعر لحکما و ان من البیان سحرا]- همانا پاره‌ای از اشعار حکیمانه و پاره‌ای از بیان‌ها سحرآمیز است.
    و در بیانی دیگر فرمودند:
    همانا مومن با شمشیر و زبانش جهاد می‌کند و قسم به خدایی که جانم در دست اوست [بر اثر شعر شما] صورت کفار همچون شکافته شده به تیر است.
    و انصافا چه کسی است که قصیده [میمیه] فرزدق در ستایش امام سجاد(ع) را بخواند و شوق پرواز به سری ممدوح، او را به طیران نیاورد؟
    چه کسی است که اشعار [هاشمیات] کمیت اسدی را بخواند و دلش لبریز از دلائل حق نشود؟
    چه کسی است که قصیده [عینیه] سید حمیری را ترنم کند و نداند که حق با امام علی(ع) است؟
    چه کسی است که قصیده [تائیه] دعبل را بشنود و قلبش برای شکنجه حق‌پرستان نسوزد؟
    چه کسی است که قصیده [میمیه] ابوفراس را بشنود و مو به اندامش راست نشود؟
    و چه کسی است که قصیده [رائیه] فدوی خویی را زمزمه نماید و به شخصیت وجودی امیرمومنان آشنایی نیابد؟
    آری شعر فوران فکری بلند و متعالی و روحی پرهیجان و پردرد و حسی عمیق و تجربه شده است.
    در قالبی از کلمات به همراه آهنگی مناسب، برای اهدافی مقدس و در یک کلام می‌توان گفت طبع شعر و لطافت شعور ودیعه‌ای الهی است.
    در این راستا بمناسبت سالروز شهادت حضرت زهرا(س) قصیده‌ای گرانسنگ از علامه کمپانی که در رثای حضرت صدیقه کبری(س) سروده شده به زبان عربی سروده شده همراه ترجمه برای خوانندگان گرامی تقدیم می‌گردد:

    و ما اصابها من المصاب
    مفتاح بابه حدیث الباب
    و آنچه از مصیبت‌ها بروی فاطمه(س) رسید، سرآغازش (ماجرای در) (هجوم و به آتش کشاندن درب خانه‌ او) است.
    ان حدیث الباب ذوشجون
    مما جنت به یدالخون
    همانا ماجرای (هجوم و به آتش کشاندن) در [خانه‌ فاطمه(س)] دارای غم و اندوه شدید است، از آن چه که دست‌های خیانت‌کار آن را مرتکب شدند.‏
    ایهجم العدی علی بنت الهدی
    و مهبط الوحی و منتدی النّدی؟
    آیا باید دشمنان به خانه هدایت و محل نزول وحی و مرکز همه خوبی‌ها و خیرات هجوم آوردند!؟ ‏
    ایضرم النار بباب دارها
    و آیه النور علی منارها؟
    آیا باید به در خانه وی آتش زنند، به در خانه‌ای که آیه نور بر فراز آن می‌درخشد!؟
    و بابها باب نبی الرحمه
    و باب ابواب نجاه الامه
    و در خانه فاطمه زهرا(س) که درب خانه پیامبر رحمت است و از برترین درهای نجات امت می‌باشد.‏
    بل بابها باب العلی الاعلی
    فثم وجه ‌ا… قد تجلّی
    بلکه در خانه او در خانه پروردگار بزرگ بلندمرتبه است، همان جا که وجه خداوند تجلی کرده است.‏
    ما اکتسبوا بالنار غیرالعار
    و من ورائه عذاب النار
    با آتش زدن در، جز ننگ چیزی به دست نیاوردند و پس از آن به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد.‏
    ما اجهل القوم فانّ النارلا
    لطفیءُ نورا… جلّ و علا
    چه قدر نادان بودند آن جماعت، چرا که آتش، نور خدای بزرگ بلندمرتبه را خاموش نمی‌کند.‏
    لکنّ کسر الضلع لیس ینجبر
    الاّ بصمصام عزیز مقتدر
    لیکن شکستن استخوان پهلو جبران نخواهد شد مگر به شمشیر عزیز قدرتمند [امام عصر(ع)] ‏
    اذرضّ تلک الاضلع الزکیّه
    رزیّه لامثلها رزیّه
    زیرا که خرد کردن آن پهلوی پاک، مصیبتی است که همتایش هیچ مصیبتی نیست.‏
    و من نبوغ الدم من ثدییها
    یعرف عظم ما جری علیها
    و از فوران خون از سینه‌اش، سختی آن چه بر وی گذشت، شناخته می‌شود.‏
    و جاوزوا الحدّ بلطم الخدّ
    شلّت ید الطغیان و التعدّی
    و با ضربه‌زدن به صورت وی از حد تجاوز کردند، شکسته باد دست طغیان و تجاوز
    فاحمرت العین، و عین المعرفه
    تذرف بالدمع علی تلک الصّفه
    پس چشم وی سرخ و خونین شد و چشم معرفت به چنین کاری به شدت اشک خواهد ریخت.‏
    و لاتزیل حمره العین سوی
    بیض السیوف یوم ینشر اللّواء
    از بین نمی‌برد سرخی چشم را مگر سفیدی شمشیرها، در روز برافراشته شدن پرچم [امام عصر(ع)]‏
    و للسیاط رنّه، صداها
    فی مسمع الدهر فما اشجاها
    و برای تازیانه صدایی بود که آن صدا در گوش زمانه طنین می‌افکند و چه تاثر‌انگیز است.‏
    والاثر الباقی کمثل الدملج
    فی عضد الزهراء اقوی الحجج
    و نقشی که در بازوی [حضرت زهرا(س)] مانند بازوبند و دست‌بند باقی ماند بهترین دلیل است.‏
    و من سواد متنها اسودّ الفضا
    یا ساعدالله الامام المرتضی
    و از سیاهی پشت او، آسمان تیره و تار شد. ای خدا! [امام علی(ع)] مرتضی را یاری کن.‏
    و وکز نعل السیف فی جنبیها
    اتی بکل ما اتی علیها
    و ضربه [آهن یا نقره پایین] غلاف شمشیر برد و پهلوی حضرتش به سر وی آورد آن چه را که آورد.‏
    ولست ادری خبر المسمار
    سل صدرها خزانه الاسرار
    و من نمی‌دانم خبر میخ در را، از سینه‌اش بپرس که مخزن اسرار و رازهاست.‏
    و فی جنین المجد مایدعی العشا
    و هل لهم اخفاء امر قدفشی
    و درباره جنین بلند‌مرتبه وی، دل خون می‌شود و آیا برای آنان امکان مخفی کردن چنین مطالب آشکاری هست؟
    و الباب و الجدار و الدماءُ
    شهود صدق ما به خفاءُ
    و در و دیوار و خون، شاهدان صادقی هستند بر آن چه مخفی و پوشیده شده است.‏
    لقد جنی الجانی علی جنینها
    فاندکت الجبال من حنینها
    همانا جانی، جنایتی بر جنین وی انجام داد که از ناله او کوه‌ها از هم متلاشی شدند.‏
    اهکذا یصنع بابنه النبی
    حرصا علی الملک فیا للعجبء!
    آیا با دختر پیامبر (ص) به خاطر طمع و حرص در حکومت این گونه باید رفتار شود؟ چه امر شگفت و عجیبی!‏
    اتمنع المکروبه المقروحه
    عن البکاء خوفا من الفضیحه؟
    آیا مصیبت‌زده مجروح را از ترس رسوایی، از گریه باز باید داشت؟
    تالله ینبغی لها تبکی دماً
    مادامت الارض و دارت السماء
    به خدا سوگند شایسته است مادامی که زمین و آسمان برقرار است بر وی خون گریه شود.‏
    لفقد عزها ابیها السامی
    و لاهتضامها و ذل الحامی
    به خاطر از دست دادن مایه عزتش که پدر بزرگوارش باشد و [نیز] ظلم به وی و این که یاورش را خوار ساختند.‏
    اتستباح نحله الصدیقه
    وارثها من اشرف الخلیقه؟
    آیا هبه و [بخشش پیامبر(ص)] به حضرت صدیقه(س) وارث اشرف مخلوقات مباح می‌گردد؟
    کیف یرد قولها بالزور
    اذهو ردّ آیه التطهیر
    چگونه سخن وی به بهانه این که سخن دروغ است، رد می‌شود؟ در حالی که این کار ردّ آیه تطهیر است.‏
    ا یوخذ الدین من الاعرابی
    و ینبذ المنصوص فی الکتاب
    آیا دین باید از یک جاهل بدوی گرفته شود و نصّ کتاب خدا به کناری افکنده شود.‏
    فاستلبوا ما ملکت یداها
    و ارتکبوا الخزیه منتهاها
    پس آنچه را در دست او بود از وی گرفتند و رسوایی را به نهایت خود رساندند.‏
    یا ویلهم قد سالوها البیّنه
    علی خلاف السنه المبیّنه
    وای به آنان! که برخلاف سنّت روشن پیامبر(ص) از وی بینه و دلیل خواستند.‏
    و ردهم شهاده الشهود
    اکبر شاهد علی المقصود
    و ردّ کردن آنان شهادت شهود را، بزرگ‌ترین شاهد بر مقصود است.‏
    ولم یکن سد الثغور غرضا
    بل سد بابها و باب المرتضی
    آری مقصود (آنان از این کار) حفظ مرزها نبود بلکه مقصود، بستن در خانه او و علی(ع) مرتضی بود.‏
    صدوا عن الحق و سدوا بابه
    کانهم قد آمنوا عذابه
    از حق روی گردان شدند و در خانه حق را بستند گویا که خود را از عذاب خدا در امان می‌دیدند.‏
    ابضعه الطهر العظیم قدرها
    تدفن لیلا و یعضی قبرها؟
    آیا پاره تن پیامبر پاک که منزلتش عظیم است باید شبانه دفن شود و قبرش بی‌نشان باشد؟
    ما دفنت لیلا بستر و خفا
    الاّ لوجدها علی اهل الجفا
    وی به شب و در پوشیدگی و خفا دفن نشد مگر به خاطر غضبش بر اهل جفا
    ما سمع السامع فیما سمعا
    مجهوله بالقدر و القبر معا
    هیچ شنونده‌ای این را نشنیده است که کسی هم قدر و هم قبرش مخفی باشد.‏
    یا ویلهم من غضب الجبار
    بظلمهم ریحانه المختار
    وای بر آنان از غضب خدای جبّار، به خاطر ظلمی که بر ریحانه پیامبر برگزیده خدا انجام دادند.‏

    نقل از [دیوان الانوار القدسیه]‏ شعر مرحوم آیت‌ا… علامه شیخ محمدحسین اصفهانی (کمپانی) در رثای حضرت فاطمه الزهرا(س)

    تهیه و تنظیم: ناصر ستارزاده

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.