یکشنبه, ۲۳ مرداد , ۱۴۰۱ 17 محرم 1444 ساعت ×
  • اوقات شرعی

  • مقاله/ امام باقر(ع) برافرآزنده پرچم دانش
    شناسه : 4783
    به قلم ناصر ستارزاده:

      هفتمین روز ماه ذی‌حجه‌الحرام مصادف با سالروز شهادت پنجمین آفتاب سپهر امامت و ولایت حضرت امام محمدباقر علیه‌السلام می‌باشد. به همین مناسبت و به پاس ادب و احترام به ساحت مقدس و مطهر حضرت باقرالعلوم(ع) به امید زیارت و شفاعت حضرتش مروری کوتاه به شخصیت وجودی و دوران پربرکت حیات ایشان می‌نمائیم: شناخت کوتاه […]

     

    هفتمین روز ماه ذی‌حجه‌الحرام مصادف با سالروز شهادت پنجمین آفتاب سپهر امامت و ولایت حضرت امام محمدباقر علیه‌السلام می‌باشد. به همین مناسبت و به پاس ادب و احترام به ساحت مقدس و مطهر حضرت باقرالعلوم(ع) به امید زیارت و شفاعت حضرتش مروری کوتاه به شخصیت وجودی و دوران پربرکت حیات ایشان می‌نمائیم:

    شناخت کوتاه از زندگانی امام(ع)


    حضرت باقر(ع) در سال ۵۷ هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود او هنگام وفات پدر خود امام زین‌العابدین‌(ع) که در سال ۹۴ رخ داد، سی و نه سال داشت نام او محمد کنیه‌اش ابوجعفر است و باقر و باقرالعلوم لقب او می‌باشد.


    مادر حضرت امام‌‌عبدا… دختر امام حسن مجتبی(ع) و از این جهت نخستین کسی بود که هم از نظر پدر و هم از نظر مادر فاطمی و علوی بوده است.

    امام باقر(ع) در سال ۱۱۴ هجری در شهر مدینه به شهادت نایل گشته و در قبرستان معروف بقیع، کنار پدر و جدش به خاک سپرده شد دوران امامت آن حضرت هیجده سال بود.

     

    امام باقر(ع) پایه‌گذار نهضت بزرگ علمی


    پیشوای پنجم طی مدت امامت خود، در شرائط نامساعدی که داشته است، به نشر و اشاعه حقایق و معارف الهی پرداخت و مشکلات علمی را تشریح نمود و جنبش علمی دامنه‌داری به وجود آورد که مقدمات تاسیس یک دانشگاه بزرگ اسلامی را که در دوران امامت فرزند گرامیش امام صادق(ع) به اوج عظمت رسید پی‌ریزی کرد.
    امام باقر(ع) در علم، زهد، عظمت و فضیلت سرآمد همه بزرگان بنی‌هاشم بود و مقام بزرگ علمی و اخلاقی او مورد تصدیق دوست و دشمن بود. به قدری روایات و احادیث، در زمینه مسایل و احکام اسلامی، تفسیر، تاریخ اسلام، و انواع علوم، از آن حضرت به یادگار مانده است که تا آن روز از هیچ یک از فرزندان امام حسن و امام حسین(ع) به جا نمانده بود.۱

     

     

    رجال و شخصیت‌های بزرگ علمی آن روز، و نیز عده‌ای از یاران پیامبر(ص) که هنوز در حال حیات بودند از محضر آن حضرت استفاده می‌کردند.


    جابربن یزید جعفی- کیسان سجستانی از تابعین- و فقهائی مانند: ابن مبارک، زهری، اوزاعی ابوحنیفه، مالک، شافعی و زیادبن منذرنهدی از آثار علمی ایشان بهره‌مند شده سخنان آن حضرت را، بی‌واسطه و گاهی با چند واسطه نقل نموده‌اند.


    کتاب ها و مولفات دانشمندان و مورخان اهل تسنن مانند: طبری، بلاذری، سلامی، خطیب بغدادی، ابونعیم اصفهانی، و کتابهایی مانند: موطّا مالک، سنن ابی داود، مسند ابی حنیفه، تفسیر نقاش تفسیر زمخشری و دهها نظیر اینها، که از مهمترین کتب جهان تسنن است، پر از سخنان پرمغز پیشوای پنجم است و همه جا جمله (قال محمدبن علی) و یا (قال محمدالباقر) به چشم می‌خورد.۲

     

    امام باقر(ع) از دیدگاه فرهیختگان و دانشمندان


    آوازه علوم و دانشهای امام باقر(ع) چنان اقطار کشور اسلامی را پرکرده بود که لقب (باقرالعلوم) گشاینده دریچه‌های دانش و شکافنده مشکلات علوم به خود گرفته بود.


    به عنوان نمونه (ابن حجر هیتمی) می‌نویسد:

    محمدباقر به اندازه‌ای گنج‌های پنهان معارف و دانش‌ها را آشکار ساخته، حقایق احکام و حکمتها و لطایف دانشها را بیان نموده که جز بر عناصر بی‌بصریت یا بدسیرت پوشیده نیست و از همین جاست و به همین مناسبت است که وی را شکافنده و جامع علوم و برافرازنده پرچم دانش خواندند.۳


    (عبدا… بن عطاء) که یکی از شخصیت‌های برجسته و دانشمندان بزرگ عصرامام(ع) بود می‌گوید:

    من هرگز دانشمندان اسلام را در هیچ محفل و مجمعی به اندازه محفل محمدبن علی(ع) از نظر علمی حقیر و کوچک ندیدم. من حکم بن‌عتیبه را که در علم و فقه مشهور آفاق بود، دیدم که در خدمت محمدباقر مانند کودکی در برابر استاد عالی مقام زانوی ادب به زمین زده شیفته و مجذوب کلام و شخصیت او گردیده بود.۴


    امام باقر(ع) در فرمایشات ارزشمند خود، اغلب به آیات قرآن مجید استناد نموده از کلام خدا شاهد می‌آورد و می‌فرمود: هر مطلبی گفتم، از من بپرسید که در کجای قرآن است تا آیه مربوط به آن موضوع را معرفی کنم.۵

     

    شاگردان مکتب حضرت باقرالعلوم(ع)

    حضرت باقر(ع) شاگردان برجسته‌ای در زمینه‌های فقه و حدیث و تفسیر و دیگر علوم اسلامی تربیت کرد که هر کدام وزنه علمی بزرگی به شمار می‌رفت. شخصیت‌های بزرگی همچون: محمدبن مسلم، زراه‌بن اعین ابوبصیر، بریدبن معاویه عجلی، جابربن یزید، حمران بن اعین و هشام‌ بن سالم از تربیت یافتگان مکتب آنحضرتند.
    رئیس مذهب حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام در این زمینه می‌فرمایند: مکتب ما و احادیث پدرم را چهار نفر زنده کردند، این چهار نفر عبارتند از: [زراره، ابوبصیر، محمدبن مسلم، بریدبن معاویه عجلی] اگر این چهار نفر نبودند کسی از تعالیم دین و مکتب پیامبر بهره‌ای نمی‌یافت. این چند نفر حافظان دین بودند آنان، از میان شیعیان زمان ما، نخستین کسانی بودند که با مکتب ما آشنا شدند و در روز رستاخیز نیز بیش از دیگران به ما خواهند پیوست.۶

    بی‌تردید می‌توان گفت، شاگردان مکتب پربار علمی امام باقر(ع) سرآمد فقها و محدثان زمان بودند و در میدان رقابت علمی بر فقهاء و قضات غیرشیعی برتری داشتند.

    ممنوعیت نوشتن حدیث و رفع ممنوعیت آن 

    به دنبال انحرافهای عمیقی که پس از رحلت پیامبر(ص) در جامعه اسلامی به وقوع پیوست، حادثه اسف‌انگیز دیگری نیز رخ داد که آثار شوم و زیانبار آن مدتها بر جهان اسلام سنگینی می‌کرد و آن عبارت از جلوگیری از نقل و نوشتن و تدوین حدیث بود.

    با آنکه حدیث و گفتار پیامبر(ص) بعد از قرآن مجید در درجه دوم اهمیت قرار گرفته است و پس از کتاب آسمانی بزرگترین منبع عظیم فرهنگ اسلامی به شمار می‌رود و اصولا این دو، از هم قابل تفکیک نمی‌باشند، خلیفه اول و دوم به مخالفت با نقل و تدوین حدیث برخاستند و به بهانه‌های پوچ و بی‌اساس، و در واقع با انگیزه‌های سیاسی از هرگونه فعالیت مسلمانان در زمینه‌های نقل و کتابت حدیث به شدت جلوگیری نمودند.
    ابوبکر گفت: از رسول خدا چیزی نقل نکنید و اگر کسی از شما درباره مسئله‌ای پرسید، بگوئید کتاب خدا (قرآن) در میان ما و شما است، حلالش را حلال و حرامش را حرام بشمارید.

     

    خلیفه دوم برای جلوگیری از نوشتن احادیث پیامبر(ص) بخشنامه‌ای به تمام مناطق اسلامی نوشت:


    هر کس حدیثی از پیامبر(ص) نوشته، باید آن را از بین ببرد وی تنها به صدور این بخشنامه اکتفا نکرد، بلکه به تمام یاران پیامبر(ص) و حافظان حدیث اکیدا هشدار داد که از نقل و کتابت حدیث خودداری کنند. این محدودیت‌ها باعث شد که احادیث نبوی در سینه حافظان حدیث بماند و مسلمانان از این منبع بزرگ فرهنگ اسلامی مدت‌ها محروم گردند.

    بی‌تردید زیان‌هایی که از این ممنوعیت حدیث متوجه اسلام گردید، قابل جبران نبود، زیرا کتابت احادیث پیامبر(ص) قریب صد سال متروک گشت و آن کلمات ارزشمند در میان مسلمانان مورد مذاکره قرار نگرفت.
    از همه بدتر آنکه عده‌ای مزدور و دروغ‌پرداز، از این فرصت استفاده نموده مطالب دروغ و بی‌اساس را به نفع حکومت‌ها و زمامداران وقت به صورت حدیث جعل کردند، زیرا وقتی مدرک منحصر به حافظه‌ها و شنیدن از افراد گردید، طبعا همه کس می‌توانست همه گونه ادعایی بنماید، چون نه کتابی در کار بود، نه دفتری و نه حسابی! ناگفته پیداست که در چنین شرایطی ده‌ها ابوهریره به وجود آمد، برای بهره‌برداری‌های نامشروع، خود را محدث واقعی جا می‌زدند.


    این وضع تا اواخر قرن اول هجری، یعنی تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز (۹۹-۱۰۱ هجری قمری) ادامه یافت.
    عمر بن عبدالعزیز با یک اقدام شجاعانه این بدعت شوم را از میان برداشت و مردم را به نقل و تدوین حدیث تشویق کرد. او طی بخشنامه‌ای به منظور ترغیب و تشویق دانشمندان و راویان به این کار چنین نوشت:
    احادیث پیامبر(ص) را جمع‌آوری کرده بنویسید، زیرا بیم آن دارم که دانشمندان و اهل حدیث از دنیا بروند و چراغ علم خاموش گردد.

     

    شیعه پایه‌گذار تدوین حدیث


    خوشبختانه شیعیان از همان دوران حیات پیامبر اسلام در این زمینه کوشش‌های فراوانی به عمل آوردند و به پیروی از امیر مومنان(ع) در نقل و ضبط و تدوین حدیث پیشگام شدند و آثار گرانبها و مجموعه‌های ارزنده‌ای از اخبار و احادیث از خود به یادگار گذاشتند.

    حضرت علی(ع) نخستین کسی بود که احادیث رسول خدا(ص) را جمع‌آوری کرد. پیامبر گرامی اسلام احادیثی را املا کرد و حضرت علی(ع) آنها را نوشت و به صورت یک کتاب تدوین شده درآورد. این کتاب پس از حضرت علی(ع) در اختیار ائمه(ع) بود تا آنکه به امام باقر(ع) منتقل گردید


    روزی حکم بن عتیبه آن را نزد امام باقر(ع) دید. وی در مسئله‌ای با حضرت باقر(ع) اختلاف نظر پیدا کرده بود، حضرت آن کتاب را به وی نشان داده حدیث مربوط به مسئله مورد نظر را در آن ارائه کرد و فرمود: این خط علی(ع) و املای رسول خدا می‌باشد.۷


    منابع:
    ۱٫ ارشاد شیخ مفید ص ۲۶۱


    1. مناقب آل ابی‌طالب ج ۴ ص ۱۹۵

    2. الصواعق المحرقه ص ۲۰۱


    ۴٫علم الحدیث و درایه الحدیث- کشف الغمه


    1. احتجاج طبرسی

    2. اختیار معرفه الرجال ص ۱۳۶- ۱۳۷ حدیث ۲۱۹


    ۷٫رجال نجاشی ص ۲۵۵

     

    ثبت دیدگاه

    دیدگاهها بسته است.